martedì 22 febbraio 2011

خدا به رهبر طول عمر بدهد تا نان اوباش در روغن بماند



اینروزها کودتاگران بوسیله ارازل شان فشار را بر شیخ شجاع بیشتر کرده اند برماست که اعتراضات را با توان هر چه بیشتر ادامه بدهیم تا شر این بی قانوی ها را از کشورمان بزدائیم

سایت سحام نیوز، که منعکس کننده اخبار حزب اعتماد ملی و مهدی کروبی است، روز گذشته پیام مکتوب وی که در حصر خانگی است را خطاب به رئیس قوه قضائیه منتشر کرد. کروبی در این پیام یاد آور شد: متاسفانه مجدداً فجایع شب های قدر، البته با شدتی بیشتر؛ در حال رقم خوردن است. شب های متوالی است که تعداد صدنفر موتور سوار به همراه چند روحانی نما، هر آنچه از دستشان برآمده و در توانشان بوده در جهت فحاشی، هتاکی و برهم زدن آسایش و آرامش مردم منطقه انجام داده اند. این افراد مراسم شان را با به کار بردن زشت ترین کلمات در رابطه با “به اصطلاح سران فتنه” و نیز برخی سران و مقامات حکومتی و خانواده آنان آغاز؛ و با دعا و طلب طول عمر برای “مقام رهبری” به پایان می رسانند! خلاصه اینکه با کف و سوت و فحاشی و سینه زنی و دعای فرج؛ به خیال خامشان در حال خدمت به اسلام و مسلمین هستند! جالب است این افراد با لحظه شماری برای پایان بردن کار فرهنگی شان به دنبال ورود به ساختمان و قتل ساکنین آن هستند! ریاست قوه قضائیه آسایش و آرامش از مردم منطقه گرفته شده و نگرانی برای ساکنین به صورت وحشتناکی بوجود آمده است. من برای آبروی حکومت به شما می گویم که این نوع رفتار از اسلام و جمهوری اسلامی و روحانیت عبور کرده و نگران این جریان بوده و هستم. بنده درخواستی دارم از جنابعالی که به زودی و از طریق قانونی، وعده هایی را که در سخنرانی ها داده اند، عملی گردد و دادگاهی علنی تشکیل گردد تا کیفرخواست و دفاعیات مطرح گردد. باشد که در دادگاهی عادل و علنی، مردم به حقیقت آگاهی یابند. در پایان به عوامل اصلی این حرکات مذبوحانه، اعلام می کنم که به یاری خداوند هیچ گونه تزلزلی در استواری مهدی کروبی در دفاع از حقوق برحق مردم ایران بوجود نخواهد آمد و تا آخرین لحظه در کنار مردم خواهم ماند.» کروبی در این پیام خود مطرح نکرده، اما همسر وی با انتشار نامه ای خطاب به مقامات قضائی فاش ساخته که در میان جماعتی که مهدی کروبی به آن ها اشاره کرده، تعدادی از زنان تن فروش تهران نیز حضور دارند و آخر شب که ماموریت همگی تمام می شود، همه با هم در دل تاریکی ناپدید می شوند. همه آگاهان میدانند که شماری از زنان تن فروش تهران که در اماکن تهران پرونده دارند، برای ماموریت های حکومتی به خدمت گرفته می شوند و در عوض شماره تلفن هائی به همراه دارند که در صورت به دام افتادن در حاشیه خیابانها و یا درگیر شدن با کسانی که آنها را سوار کرده و پولشان را نمی دهند، با این شماره تلفن تماس گرفته و رفع مشکل می کنند. در تمام تظاهرات حکومتی که از بعد از 22 خرداد در تهران برپا شده، شماری از این زنان بعنوان زنان نیمه حجاب و سینه چاک ولایت نقش آفرین اند و عکس های آقای خامنه ای را در دست دارند. اخیرا و بویژه در تظاهرات 22 بهمن امسال، مردانی با شکل و شمایلی که حکومت می خواهد بگوید آنها نمایندگان نسل جوان ایران اند، همراه با شعارهائی به سود ولایت و علی خامنه ای ظاهر شده اند که یک نمونه آن را می توانید از اینجا در قسمت پائین صفحه اول پیک نت ببینید!

خدا به رهبر طول عمر بدهد تا نان اوباش در روغن بماند


سایت سحام نیوز، که منعکس کننده اخبار حزب اعتماد ملی و مهدی کروبی است، روز گذشته پیام مکتوب وی که در حصر خانگی است را خطاب به رئیس قوه قضائیه منتشر کرد. کروبی در این پیام یاد آور شد:

متاسفانه مجدداً فجایع شب های قدر، البته با شدتی بیشتر؛ در حال رقم خوردن است. شب های متوالی است که تعداد صدنفر موتور سوار به همراه چند روحانی نما، هر آنچه از دستشان برآمده و در توانشان بوده در جهت فحاشی، هتاکی و برهم زدن آسایش و آرامش مردم منطقه انجام داده اند. این افراد مراسم شان را با به کار بردن زشت ترین کلمات در رابطه با “به اصطلاح سران فتنه” و نیز برخی سران و مقامات حکومتی و خانواده آنان آغاز؛ و با دعا و طلب طول عمر برای “مقام رهبری” به پایان می رسانند! خلاصه اینکه با کف و سوت و فحاشی و سینه زنی و دعای فرج؛ به خیال خامشان در حال خدمت به اسلام و مسلمین هستند! جالب است این افراد با لحظه شماری برای پایان بردن کار فرهنگی شان به دنبال ورود به ساختمان و قتل ساکنین آن هستند!

ریاست قوه قضائیه

آسایش و آرامش از مردم منطقه گرفته شده و نگرانی برای ساکنین به صورت وحشتناکی بوجود آمده است. من برای آبروی حکومت به شما می گویم که این نوع رفتار از اسلام و جمهوری اسلامی و روحانیت عبور کرده و نگران این جریان بوده و هستم.

بنده درخواستی دارم از جنابعالی که به زودی و از طریق قانونی، وعده هایی را که در سخنرانی ها داده اند، عملی گردد و دادگاهی علنی تشکیل گردد تا کیفرخواست و دفاعیات مطرح گردد. باشد که در دادگاهی عادل و علنی، مردم به حقیقت آگاهی یابند.

در پایان به عوامل اصلی این حرکات مذبوحانه، اعلام می کنم که به یاری خداوند هیچ گونه تزلزلی در استواری مهدی کروبی در دفاع از حقوق برحق مردم ایران بوجود نخواهد آمد و تا آخرین لحظه در کنار مردم خواهم ماند.»

کروبی در این پیام خود مطرح نکرده، اما همسر وی با انتشار نامه ای خطاب به مقامات قضائی فاش ساخته که در میان جماعتی که مهدی کروبی به آن ها اشاره کرده، تعدادی از زنان تن فروش تهران نیز حضور دارند و آخر شب که ماموریت همگی تمام می شود، همه با هم در دل تاریکی ناپدید می شوند.

همه آگاهان میدانند که شماری از زنان تن فروش تهران که در اماکن تهران پرونده دارند، برای ماموریت های حکومتی به خدمت گرفته می شوند و در عوض شماره تلفن هائی به همراه دارند که در صورت به دام افتادن در حاشیه خیابانها و یا درگیر شدن با کسانی که آنها را سوار کرده و پولشان را نمی دهند، با این شماره تلفن تماس گرفته و رفع مشکل می کنند. در تمام تظاهرات حکومتی که از بعد از 22 خرداد در تهران برپا شده، شماری از این زنان بعنوان زنان نیمه حجاب و سینه چاک ولایت نقش آفرین اند و عکس های آقای خامنه ای را در دست دارند. اخیرا و بویژه در تظاهرات 22 بهمن امسال، مردانی با شکل و شمایلی که حکومت می خواهد بگوید آنها نمایندگان نسل جوان ایران اند، همراه با شعارهائی به سود ولایت و علی خامنه ای ظاهر شده اند که یک نمونه آن را می توانید از اینجا در قسمت پائین صفحه اول پیک نت ببینید!

venerdì 4 febbraio 2011

سپاه پاسداران را چشم بسته و با یک چوب نزنید





نامه اعتراض آمیزیکی از خوانندگان پیک نت را در جواب مقاله "گوش شنوای ارتش مصر و گوش های ناشنوای سپاه" که در این سایت منتشر شد بود
سرنوشت موسیسن سپاه و رأی 70 درصدی بدنه سپاه پاسداران و حمایت اکثریت فرماندهان سپاه از میرحسین موسوی



سایت محترم پیک نت- در عنوان "گوش شنوای ارتش مصر و گوش های ناشنوای سپاه"، کلیت سپاه را مطرح کرده بودید، درحالیکه این کار به دور از انصاف و اطلاع است. بنده خواستم هم بعنوان اعتراض و هم بعنوان یک روشنگری، نکات زیر را خدمت شما و خوانندگان شما عرض کنم:

در حالیکه بسیاری از خبرها حاکی از حمایت گسترده سپاه پاسداران از دولت احمدی نژاد میباشد، واقعیت اینست که اکثریت فرماندهان و هسته اولیه سپاه پاسداران و بسیاری از فرماندهان دوران جنگ با عراق و خانواده های فرماندهان شهید سپاه، یا از منتقدان و مخالفین احمدی نژاد اند و یا بی طرف و بدور از سیاست.

برای مثال از شورای اولیه و 12 نفره ای که موسس سپاه بودند، 2 تن به اسامی یوسف کلاهدوز و محمد بروجردی شهید شدند که بویژه شهید کلاهدوز، با توجه به شخصیت مستقل و محبوبیتی که در میان فرماندهان سپاه داشت، اگر زنده مانده بود، فرمانده کل سپاه می شد. خانواده آنها اکنون با جنبش سبز اند.

6 نفر باقی مانده از 10 موسس زنده مانده سپاه، همگی یا از منتقدین آقای احمدی نژاد اند و یا از مخالفان وی و یا از رقبای وی. از جمله آقایان سازگارا، اصغر صباغیان، محسن رفیق دوست، عباس دوزدوزانی، مرتضی الویری، محسن رضایی، که دراین میان آقای الویری پس از انتخابات 22 خرداد برای مدتی نیز زندانی شد.

از 4 نفر باقی مانده، آقایان عباس آقا زمانی (ابو شریف)، محمد غرضی و یوسف فروتن بکلی از سپاه و سیاست کنار کشیده اند.

از 12 موسس سپاه، یک تن باقی می ماند بنام جواد منصوری که سفیر ایران در چین شد.

تکلیف خانواده سرداران شهید جنگ نیز که بر همگان روشن است. خانواده فرماندهانی مانند شهید همت و یا شهید باکری. همگی و عملا در صف جنبش سبز قرار دارند.

ضمنا بسیاری از فرماندهان اولیه سپاه، مانند محسن آرمين عضو رهبری سازمان مجاهدین انقلاب و یا محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت و مسئول سابق اداره سیاسی سپاه و یا دکتر شکوری راد و دهها چهره دیگر در جریان خیزش سبز بازداشت شدند.

عده ای از جانبازان سپاه و آزادگان سپاه نیز که در کنار آقای موسوی قرار گرفته بودند، بازداشت و زندانی شده و حتی زیر شکنجه قرار گرفتند.

بنابراین، نمی توان گفت سپاه گوش شنوا ندارد. دارد، اما این شنوائی فعلا شامل حال آنها که به پست و درجه و مقام و آب و نان رسیده و "ولایت پذیری" شان تابع همین موقعیت است نمی شود.

تذکر من درباره فرماندهان سپاه بود، والا شما اطلاع دارید که در انتخابات 22 خرداد، نزدیک به 70 در صد بدنه سپاه به آقای موسوی رای دادند و شهرک های سپاه یکپارچه طرفدار موسوی بودند. این مسئله چنان آشکار است که تاکنون بارها فرماندهان سپاه و حتی فرمانده کل سپاه در سخنرانی های خود در سمینارهای توجیهی، اشاره به آن کرده و گفته که باید این بدنه را آگاه کرد تا دیگر دچار چنین اشتباهی نشود. بنده اعتقاد دارم بدنه سپاه دچار اشتباه نشد و اتفاقا آن ها که دچار اشتباه و حتی خیانت شدند، فرماندهانی بودند که حالا می خواهند بدنه سپاه را توجیه و راهنمائی کنند. نه در انتخاب آقای خاتمی بدنه سپاه اشتباه کرد و نه در انتخابات 22 خرداد و بنده اطمینان دارم که در حوادث آینده بیش از انتخابات دوم خرداد و انتخابات 22 خرداد، بدنه سپاه و حتی شمار بیشتری از فرماندهان سپاه درکنار مردم قرار خواهند گرفت. بنده، حتی به شهادت دو انتخابات دوم خرداد و 22 خرداد سپاه را مردمی تر از ارتش مصر می دانم. اتفاقا در دوران پس از انتخابات 22 خرداد، چشم و گوش سپاه بیشتر باز شد، اما نه در آن جهتی که فرمانده کل سپاه می خواست. بلکه درجهت اگاهی از فسادی که درمیان فرماندهان سپاه رایج است. شما بازتاب جنایاتی که علیه مردم صورت گرفت را در میان بدنه سپاه و فرماندهان دست کم نگیرید!

domenica 30 gennaio 2011

وحشت از انفجار خشم مردم درخیابان های تهران

گزارشی از وضع ایران در روزها و هفته های اخیر



نقل شده از سایت پیک نت که امکان ارسال لینک مستقیم نیست

من، شب گذشته (جمعه شب)، پس از چند ماه، از ایران بازگشته ام. بیشتر در تهران بودم، اما به چند شهر مرکزی و شمالی ایران هم سفر کردم. به اقتضای کاری که در ایران داشتم و البته به جائی هم نرسید. یعنی سنگ روی سنگ برای آنها که در ایران زندگی می کنند هم بند نیست، چه رسد به امثال من که بعد از سالها و سر پیری به ایران رفته بودم تا بلکه گواهی بیمه ها و بازنشستگی هائی که 25 سال پرداخت کرده بودم بگیرم و آنها را جمع کرده و برای گرفتن بازنشستگی به ادارات کشور محل مهاجرتم تحویل بدهم. هیچ اداره ای و سازمانی جوابگوی هیچ سئوالی نیست. این خلاصه ترین تعریفی است که می توانم از وضع ادارات برایتان بنویسم. حتی دیگر با پول و رشوه هم کاری پیش نمی رود. البته پول را می گیرند، اما طرف را به اداره و بخش دیگری پاس می دهند تا در آنجا هم اگر توانستند آدم را بدوشند!

اما، از اوضاع برایتان این چند قلم را می نویسم:

1- بنزین صد تومانی را دیگر به خواب هم نمی توان دید. شده 400 و 700 تومانی.

2- مردم طرح هدفمند کردن یارانه ها را گذاشته طرح فقیرتر کردن مردم. تصورش برایتان دشوار است اما باور کنید نان لواش، که یک پر کاغذ است از 300 تومان قبل از طرح هدفمند کردن، حالا رسیده به 700 تومان. وقتی دورش را که خمیراست بگیری، می ماند یک کف دست نانی که به نازکی کاغذ است. از همین یک قلم بگیرید و بروید به جلو تا برسید به قیمت گوشت و میوه و برنج و مرغ.

3- یارانه هائی را که قرار بود به حساب ها واریز کنند، با انواع بهانه ها واریز نمی کنند. از جمع فامیل 7 خانواری ما، فقط به حساب پسر دائی ام یارانه واریز شده بود. به یکی می گویند شناسنامه ات مسئله دارد؟، به دیگری می گویند عکس شناسنامه ات مسئله دارد؟، به یکی می گویند اسمت چرا اسلامی نیست؟ به دیگری می گویند آدرست شناسائی نشد، به دیگری می گویند چرا اسم کوچه را کامل ننوشتی؟ مثلا باید می نوشتی شهید عباسپور، نه عباسپور! و ....

4- شما امکان ندارد در تمام لباس فروشی ها و بزازی های تهران، یک متر پارچه بافت داخل کشور و یا تولید داخل کشور پیدا کنید. همه را از چین وارد کرده اند. از سینه بند زنانه، تا بیضه بند برای مردانی که باد فتق دارند. ببخشید که با این صراحت نوشتم.

5- همه مردم، بی استثنا، از بالا تا پائین حاکمیت را فحش می دهند. اصلا امکان ندارد مورد پیش بیاید و بخواهند نقل قول از یکی از مقامات بکنند و یک پیشوند و یا پسوند ناموسی همراهش نکنند. حتی برای نقل خبرها!

6- عکس های خمینی را از تهران جمع کرده اند. بسیار بندرت شما ممکن است در یکی از خیابان ها عکسی از خمینی هم ببینید. اگر هم باشد زرد و کهنه شده و مربوط به سالهای گذشته است. همه جا؛ فقط عکس خامنه ایست و نقل قول هائی که از سخنرانی های او در آورده و زیر آن نوشته اند. حتی عکس های دو نفر خامنه ای و خمینی را هم جمع کرده اند. فقط عکس خامنه ای همه جا هست. من از خیابان بهار تا شمیران که محل رفت و آمدم در این مدت بود شاهد این مسئله بودم. یک روز در تاکسی، از راننده پرسیدم که چرا در این خیابان ها عکس خمینی دیگر نیست؟ در خیابان های دیگر هم نیست؟ گفت: خداعمرت بدهد. وقتی با نوه زنده اش آن رفتار را سر خاک خمینی کردند، انتظار داری با خودش که زیر خاک خوابیده غیر از این کنند؟

7- وقتی حوادث تونس آغاز شد، فقط یک شب "جام جم" فیلمی کوتاه به همراه خبر تظاهرات مردم پخش کرد و از فردا شب، فقط گاهی در زیر نویس جام جم، یک خط نوشته می شد که در تونس مردم تظاهرات کردند و یا حاکم تونس از کشور خارج شد. همین. اما باور کنید خیلی از مردم اخبار تونس و مصر را با جزئیات میدانستند. مشتری تلویزیون های بی بی سی و امریکا دوباره بیشتر شد و فارسی 1 از صدر جدول به آخر جدول رفته است. مردم با اشتیاق اخبار تونس و مصر را برای یکدیگر تعریف می کنند. شما نمی دانید این وضع خبری صدا و سیما چه آبروریزی است! مثلا در باره مصر، یکبار گوینده ای به سبک تبلیغ فیلم های جنائی، باد در گلو انداخته و از قیام اسلامی در مصر علیه مبارک یک چیزهائی گفت و فیلمی را هم نشان داد که در آن یک شهید به سبک شهیدسازی در جمهوری اسلامی مونتاژ کاری شده بود، اما فتیله اخبار مصر را هم خیلی زود پائین کشیدند. اتفاقا آن شهید که یک دستمان خونی هم به سرش بسته بودند وسط فیلم نفس کشیده بود و از فردا مردم این خبر و فیلم را دست گرفته بودند و با خنده ماجرا را برای هم تعریف می کردند.

8- دو هفته پیش، بمدت سه شب، جام جم متن نوشته را بعنوان وصیت نامه امام شروع کرد به قرائت و گاهی هم یک خط کج و معوجی را بصورت فیلم نشان میداد. تمام آن علیه چپ ها و ضرورت سرکوب آنها بود. این ماجرا، با شروع حوادث تونس ادامه پیدا نکرد و به یکباره قطع شد.

9- مدتی در تهران شایع کرده بودند که سپاه تعداد زیادی تاکسی در شهر راه انداخته تا مخالفان را که در تاکسی حرف می زنند شناسائی کنند. چند روز این حقیقت داشتن و یا شایعه بودن این مسئله به بحث بین مردم تبدیل شده بود، اما این مسئله هم خیلی زود از سکه افتاد، چون اصلا کسی بدون فحش و ناسزا نسبت به گرانی و اوضاع کشور و مقامات حرف نمی زند. بنابراین، چه کسی را میخواهند شناسائی کنند. همه ملت ناراضی است و یک ملت شناسائی شده اند!

domenica 26 dicembre 2010

سردار پاسدار"درویش شریفی" عامل ایرانی ترور "حریری" در "لامرد" فارس کشته شد!



با درود وخسته نباشید خدمت شما- سردار پاسدار"درویش شریفی" روز تاسوعا در شهرستان "لامرد" فارس بطرز مرموزی به قتل رسید. قتل او از طرف حکومت تصادف رانندگی اعلام شد و خانواده اش حاضر نیستند در این باره دهان باز کنند زیرا تهدید به واکنش حکومتی شده اند.

این قتل در ارتباط است با سفر اخیر امیرقطر به ایران و گفتگو محرمانه وی با علی خامنه ای بر سر دادگاه ترور "رفیق حریری" نخست وزیر اسبق لبنان. سردار شریفی در ترور حریری دست داشت و حدس زده می شود که امیرقطر دردیدار خود با خامنه ای از وی خواسته بود تا وی را بی سر و صدا تحویل دادگاهی بدهد که درباره این ترور در جریان است. خامنه ای حکم این دادگاه را پیشاپیش رد کرد، اما به فاصله چند روز "شریفی" که برای دیدار خانواده اش به "لامرد" رفته بود کشته شد و تا از صورت جلسه دادگاه حریری حذف شود!

حکومت از آن وحشت داشت که شریفی یا خود از ایران گریخته و درباره ترور حریری سخن بگوید و یا در ایران ربوده شده و برای همین اعتراف به خارج از کشور منتقل شود.

سردار شریفی از پاسداران سپاه قدس بود و در عملیات خارج از کشور نقش فعال داشت. بدلیل شرکت در عملیات انفجار "خبر" عربستان دست داشت و در سفر حج امسال در فرودگاه جده شناسائی و بازداشت وباز جویی شده بود. وی تسلط کامل به زبان عربی داشت وحوزه فعالیتش کشورهای عربی و بویژه لبنان بود.


از نامه های دریافتی به پیک نت

sabato 12 giugno 2010

دوستانی که قرار است با ماشین بروند بیرون بهتر است خودشان را کم کم آماده کنند

ساعت تقریبا" 3 بعداز ظهر است اگر قصد دارید امروز را در خانه نمانید بهتراست زودتر آماده شویم و بیرون بزنیم یادمان نرود که بایستی ترافیکی ایجاد کنیم که سرکوبگران را عاجز از جابجایی کند - بر دستان همه تان بوسه میزنم

venerdì 11 giugno 2010

تظاهرات با مجوز و اعتراض بي مجوز (فرزانه بدرپور) جرس

اریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۸۹, ساعت ۴:۴۶ قبل از ظهر
تظاهرات با مجوز و اعتراض بي مجوز
فرزانه بدرپور
تظاهرات با مجوز و اعتراض بي مجوز
جرس: ميرحسين موسوی و مهدي كروبي 48 ساعت قبل از موعد راهپيمايي 22خرداد و در پايان ساعت اداري وزارت كشور در بيانيه اي از هواداران جنبش سبز خواستند به دليل "احتمال خشونت حاكميت" و "به خطر افتادن جان مردم" از راهپيمايي صرف نظر كنند. كروبي و موسوي با شرح كوتاهي از سير اداري كسب مجوز و اينكه وزارت كشور دولت احمدي نژاد بهانه گيري بسياري كرده است، نتيجه گرفته اند كه اين دولت فقط به هواداران خود مجوز خواهد داد.



اين دو نامزد رياست جمهوري بار ديگر در اين بيانيه اعلام كرده اند كه دولت نامشروع است و پس از يكسال بار ديگر عنوان كردند كه حماسه حضور مردم در انتخابات دوره دهم به يغما رفته است. بيانيه اخير ميرحسين موسوي و مهدی کروبی صريحترين موضع گيري تازه اين دو رهبر مخالف دولت است كه حاكميت و احمدي نژاد را به خشونت، تقلب و رفتارهاي استبداد گرايانه محكوم مي كند. اين بيانيه اما واكنش هاي متفاوتي در ميان كاربران اينترنت و هوادارن جنبش سبز كه بيش از يكماه در انتظار اين راهپيمايي بودند، برانگيخت. واكنش هايي كه مي تواند نشان از زنده بودن اعتراضات پردامنه يكسال اخير باشد. همچنان كه در بيانيه اخير آمده كه ساده نگري است اگر تصور شود با ارعاب و دروغ و سركوب مي توان حركت مردم را منكوب كرد و خود دست اندركارن بيشتر از هر كسي مي دانند كه جنبش زنده است. با اين حال اين بيانيه بازتاب هاي متفاوتي داشته است كه همگي در يك نكته مشترك بوده اند و آن هم اشتياق براي آمدن به خيابان و تظاهرات است.

يك بيانيه براي نيامدن

بيانيه موسوي و كروبي، اگرچه براي حراست از جان مردم، خواهان آن شده كه تظاهرات روز شنبه برگزار نشود، اما بند پاياني بيانيه كه از هوادارن مي خواهد تا شيوه هاي خلاقانه اي را بجويند، براي بسياري از مخاطبان اين معنا و مفهوم را داشته است كه نظر ميرحسين و كروبي لغو تظاهرات نيست، و تنها به اين معناست كه مسير هاي راهپيمايي از ميدان امام حسين تا آزادي تغيير كرده و ابتكار عمل به دست خود جنبش سبز است كه بنا بر ضرورت و اقتضا در هر جا كه مي توانند، راهپيمايي را شكل دهد. به اين صورت نيروي سركوبگر نمي تواند همه انرژي خود را تنها در يك مسير صرف كند و اين پراكندگي مي تواند تمركز سركوبگران را بر هم زند.

مگر راهپيمايي هاي قبلي مجوز داشت

همچنان كه از ساعت انتشار بيانيه موسوي و كروبي مي گذشت، نظرات متنوعي در اينباره از سوي كاربران عادی و گمنام فيس بوك، بالاترين و وبلاگ ها منتشر می شود، از سال گذشته تاكنون بيشتر راهپيمايي هاي برگزار شده از سوي جنبش سبز ،بدون مجوز وزارت كشور و با استناد به اصل 27 قانون اساسي بوده كه تظاهرات بي سلاح را به شرط اينكه مخل مباني اسلام نباشد، مجازدانسته است. مخاطبان بيانيه مي پرسيدند مگر در دفعات قبل مجوزي در كار بوده كه اينبار راهپيمايي، مجوز مي خواهد؟! بسياري از خوانندگان بيانيه به اين نتيجه رسيده اند كه آن چيزي كه با بيانيه موسوي و كروبي لغو شده تظاهرات رسمي پيش بيني شده است و نه آن نوع را هپيمايي كه در يكسال اخير انجام مي شده است.

دعوت از كروبي و ميرحسين


در 25 خرداد سال گذشته، بزرگترين راهپيمايي 30 سال گذشته شكل گرفت، آن هم بدون مجوز و حتي بدون درخواست. ميرحسين موسوي اعلام كرد براي اينكه رسانه اي ندارد به ميان جمعيت خواهد رفت و مردم را دعوت به آرامش خواهد كرد. اين خاطره سال گذشته مردمي است كه حالا در آستانه سالگرد انتخابات ايستاده اند. همين تجربه نه چندان قديمي كساني را به اين صرافت انداخته است تا از موسوي و كروبي براي آمدن به تظاهرات 22 خرداد دعوت كنند. مهدي كروبي و ميرحسين موسوي بارها اعلام كرده اند كه در كنار جنبش هستند و نه رهبران آن. در جند ساعت گذشته بسياري از خوانندگان بيانيه اعلام كرده اند كه شنبه در تظاهراتي "پيش بيني نشده" حاضرند و پيش بيني كرده اند كه جمعيت آنچنان انبوه خواهد شد كه ميرحسين و كروبي هم به آن خواهند پيوست. گرچه نظرات اين چنيني همچنان به نقش محوري سران سبز تاكيد دارد، اما مي توان نظرات ديگري را نيز يافت كه از سران جنبش اعلام ناخرسندي كرده اند و آنان را به محافظه كاري متهم مي كنند.

اگر مجوز بدهند


رسانه هاي طرفدار حاكميت در چند روز اخير غير قانوني بودن راهپيمايي را تكرار مي كردند و به صد زبان اعلام مي كردند، كه اين فتنه تازه اي است كه از سوي آنچه آنان سران فتنه مي نامند، در حال شكل گيري است. اما روزنامه كيهان در ستون خبرهاي ويژه مدعي شده كه موسوي و كروبي بسيار مشتاق هستند تا وزرات كشور مجوز راهپيمايي را صادر نكند تا ميزان كم محبوبيت و تعداد اندك طرفداران شان مشخص نشود. با اين حال روزنامه كيهان هيچ گونه توصيه اي به وزارت كشور نكرده است كه مجوز راهپيمايي را صادر كند. رجا نيوز هم در خبري عجيب گفته است سيد محمد خاتمي به موسوي پيام داده تا دست از ماجراجويي بردارد. اگر چه می توان پيش بيني كرد كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي در روز جمعه بارها بيانيه موسوي و كروبي را انعكاس خواهد داد و در عین حال مي توان مطمئن بود حكم آماده باش نيروهاي سركوب با اين بيانيه، شكسته نشده است. انتظار مي رود، شنبه 22 خرداد روز پر التهاب و تنش زايي براي حاكميت باشد .

اعتراض بی مجوز

ندادن مجوز راهپيمايي عملا به جاي يك مسير مشخص، را هپيمايي را در سطح شهر پراكنده خواهد ساخت و در چنين وضعيتي شعارهاي تندتر از سوي مخالفان شنيده خواهد شد، شعارهايي كه در يك راهپيمايي مجوز دار به "سكوت" مبدل مي گشت. شايد بتوان گفت كه بيانيه موسوي و كروبي، مسووليت هرگونه اتفاق و برخوردي را بر گردن حاكميت و دولت احمدي نژاد انداخته است كه با مجوز ندادن به راهپيمايي آرام، وضعيت را از كنترل خارج كرده است. دولت احمدي نژاد به تظاهرات روز 22 خرداد مجوز نداده است، اما اعتراضات يكساله اخير كه همچنان ادامه داردو در فضای مجازی آثارش دیده می شود، نشان داده كه جمعی از معترضین در بند مجوز نخواهند ماند.