پیروزی بزرگی بود ، آفرین بر مردم ایران ، این نشان داد که مردم ظرفیت اعتصاب را دارندريال روز بسیار خوبی است بر همه هموطنان مبارک
venerdì 2 marzo 2012
martedì 28 febbraio 2012
قشون کشی آشکار به اطراف ایران برای حمله
وبسایت "اسلام امروز" مدعی استقرار نیروهای نظامی آمریکا در جزیره "سوکترا" در یمن برای حمله ی احتمالی به ایران شد.
"سوکترا" در 80 کیلومتری شرق شاخ افریقا و 380 کیلومتری جنوب شرقی ساحل یمن به دریای عدن
امریکا از سال 2010 در این پایگاه تجهیزات مختلفی از جمله زیردریایی، مرکز فرماندهی اطلاعاتی و مکانی برای فرود و پرواز هواپیماهای بدون سنرشین دارد.
پایگاه مخفیانه امریکا در "سکوترا" در هیچ یک از لیست های پایگاه های ارتش امریکا در منطقه وجود ندارد. ارتش امریکا در جبل علی و الضرفا در امارات، اریفجان در کویت و العدید در قطر نیز پایگاه دارد.
روزنامه انگلیسی زبان "سان" نیز نوشت: مقامات دفاعی انگلیس می گویند، موضوع دیگر این نیست که ایا جنگ اتفاق می افند یا خیر موضوع این است که جنگ چه زمانی رخ می دهد.
دولت بریتانیا در ابتدا یک گردان پیاده نظام به امارات متحده عربی منتقل می کند. این حرکت به ایران می فهماند که بریتانیا آماده ی دفاع از امارات در صورت حمله ی تهران به این کشور است. همچنین اگر دیگر متحدان انگلیس از جمله، کویت، عمان، عربستان سعودی، بحرین و قطر در خواست کمک کنند، نیروهای نظامی بیشتری اعزام خواهند شد.
هم اکنون نیروی دریایی انگلیس 7 ناو جتگی خود را در خلیج فارس مستقر کرده است. "اچ ام اس" یکی از جدیدترین ناوهای انگلیس است که ماه گذشته به خلیج فارس رسید.
گروهی از نیروهای بریتانیا از جمله خنثی کنندگان مین ها در بحرین مستقر هستند و یک زیردریایی هسته ای در همان حوالی گشت خواهد زد.
انگلستان، یک زیردریایی دیگر مجهز به موشک های "توماهاک" اسن، در منطقه مستقر می کند. همچنین، نیروی هوایی بریتانیا جنگنده های تورنادو و تایفون را اعزام کرده تا هواپیماها و هلی کوپترهای انگلیس که در قطر، بحرین، عمان و امارات هستند را تقویت کند.
یک مقام ارشد دولت انگلیس گفت: بریتانیا خواه ناخواه به این جنگ کشیده می شود. ورود به جنگ، شاید از طریق حمله ی ایران به نیروهای ما در افغانستان صورت بگیرد.
پیک نت 9 اسفند
giovedì 5 gennaio 2012
پنج عضو سپاه که در سوریه ربوده شدند
این یگانه عکسی است که 5 عضو ربوده شده سپاه در شهر حمص سوریه منتشر شده است. مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده اند که آنها تکنسین برق بوده اند و در نیروگاه شهر حمص فعالیت داشته اند. اما مخالفان دولت سوریه میگویند که آنها به نیروهای امنیتی و نظامی سوریه برای سرکوب مردم شهر حمص کمک می کرده اند و فعالیت های کامپیوتری برای ارگان های امنیتی سوریه نیز داشته اند.
علاوه بر این 5 تن، تاکنون دو ایرانی دیگر نیز در سوریه ربوده شده اند که گفته می شود آنها نیز عضو سپاه بوده اند.
در این عکس، آن که پیراهن نارنجی به تن دارد ایرانی نیست.
giovedì 8 dicembre 2011
کلاهبرداری در روز روشن دولت، با یک چشمبندی 41 %حقوقها را از جیب مردم زده
زیر فشار مخارج کمر اکثر مردم خم شده است و کسی به داد نمیرسد یارانه ها هم که تقلبی بیشتر نبود و کمکی نتوانست بکند اینهم دلیلش
سلام- قیمت دلار در ابتدای زمستان 89 بود 1068 تومان. در ابتدای بهار 90 شد 1110 تومان. درابتدای خرداد 90 شد 1190 تومان و امروز، یعنی 1/7/90 شد1300 تومان.
یعنی اگر شما یک میلیون تومان حقوق بگیرید یا می گرفتید:
در ابتدای زمستان پارسال 936 دلار. در ابتدای بهار امسال 900 دلار، در ابتدای خرداد امسال 840 دلار و اکنون، یعنی 1/7/90، رقمی معادل 769 دلار حقوق می گیرید!
به عبارتی دیگر، از ابتدای زمستان پارسال تا اکنون 167 دلار (برای هر یک میلیون تومان حقوق) از حقوق شما کاسته شده که با قیمت فعلی دلار معادل 217100 یا تقریباً 217 هزار تومان به ازاء هر یک میلیون تومان حقوق است!
فکر نمی کنید یارانه ها را دولت از جیب ملت پرداخت می کند؟ تازه اگر بکند! تازه با فروش دلار دولتی در بازار آزاد!
به این ترتیب و با یک حساب سرانگشتی، 21 در صد از حقوق شما کم و 20 درصد هم به قیمت ها افزوده شده است. به این می گویند کلاهبرداری 41 در صدی! اگر نام دیگری برای "نقدی کردن یارانه ها" به ذهنتان می رسد بفرمائید تا چشم امثال بنده باز شود!
پیک نت 17 آذر
Etichette:
قطع سوبسیدها + یارانه ها + ایران + تهران +
domenica 4 dicembre 2011
سردار نقدی فرمانده حمله به سفارت و باغ مسکونی قلهک بود
قضیه حمله به سفارت انگلیس مثل اینکه برای آمرانش گران تمام شده که حالا به نوعی آنرا میخواهند به نیروهای خود سر که همه کاره هم هستند نسبت بدهند در این رابطه تحلیلی در باره علت این وبلاگ نویسی و خاطره نویسی عاملان این حرکت را میخوانیم
چند وبلاگ که نویسندگان آنها باصطلاح حزب الهی و بسیجی اند، آغاز به خاطره نویسی در باره حمله به سفارت انگلیس و باغ قهلک (محل مسکونی کارکنان سفارت) کرده اند. خاطره نویسی هائی که در چارچوب صحبت ها و موضع گیری های جدید علی لاریجانی رئیس مجلس- هر حرکتی باید در چارچوب قانون باشد!- صورت می گیرد. این خاطره نویسی ها، به قلم کسانی که در جمع مهاجمان بوده اند، می خواهد اینگونه تبلیغ کند که حمله به سفارت و آن ویرانی که در هر دو محل به بار آمد، فرمان حکومتی نبود و عده ای خودسر که در میان مهاجمان بودند دست به این اعمال زدند. شک نیست که دستور این بازی تازه نیز از همان محلی صادر شده که طراح و هدایت کننده حمله بوده و حالا با این وبلاگ نویسی ها می خواهد شانه خود را از زیر فشار بازتاب جهانی و واکنش داخل حکومتی واقعه بیرون بکشد. تعجیب آور این که سایت خبری بی بی سی نیز این وبلاگ نویسی های امنیتی و هدایت شده را وسیعا بازتاب داده است!
این درحالی است که در سومین پیامی که پیک نت از داخل کشور دریافت داشته، با اطمینان قید شده است: « فرماندهی مستقم حمله به ساختمان سفارت در خیابان فردوسی را شخص سردار نقدی برعهده داشت. او در یک مینی بوس شیشه سیاه، در ضلع جنوبی خیابان کوشک عملیات را با بی سیم رهبری می کرد و آمبولانسی که آن هم با شیشه رنگی در فاصله ای اندک از مینی بوس نقدی و مشرف به سفارت، از عملیات مستقیما فیلمبرداری می کرد و از همانجا به مرکزی که در بیت رهبری قرار دارد فیلم را رله می کرد. در مرحله دوم نیز، ابتدا مینی بوس حامل نقدی محل را به قصد باغ قلهک ترک کرد و متعاقب آن مهاجمینی که با فرمانی که از طریق بی سیم به فرماندهان آنها داده شد، و همگی از کادرهای سازمان بسیج بودند با اتوبوس های مخصوص به باغ قلهک منتقل شدند. همین فرماندهی عملیات و فیلمبرداری در حمله به باغ قلهک نیز تکرار شد. در مدتی که حمله به ساختمان سفارت جریان داشت، شبکه موبایل در منطقه مختل شده بود و ارتباط نقدی با داخل سفارت از طریق بی سیم ویژه بود.»
این گزارش در تناقض کامل است با آنچه بعنوان وبلاگ نویسی مهاجمین بسیج شروع شده و هدف از آن، تلقین و تبلیغ اختلاف در میان مهاجمین و حمله برنامه ریزی نشده به باغ قلهک و همچنین ویرانی به جای مانده از حمله به ساختمان سفارت در خیابان فردوسی است.
Etichette:
حمله + سفارت انگلیس +سردار نقدی + بیت رهبری
venerdì 2 dicembre 2011
دلم برایت تنگ است بانو - نوشته مریم شربتدار برای زهرا رهنورد
دلم برایت تنگ است بانو، آنقدر که دیگر حتی خاطرات آن روزهای با تو بودن در جلسات قرآن و یادآوری قرائت و صوت زیبایت نیز درمانش نیست.ـ
یادش به خیر ، سال گذشته را می گویم؛ همسرم در مرخصی و این سوی میله ها بود و هنوز تو و شوی صبور و مقاوم تو را به بند نکشیده بودند. هنوز می توانستیم عید غدیر را به تو و آن سید بزرگوار، تبریک گفته و صدای امیدبخش شما را از آن سوی سیم ها و خطوط تلفن بشنویم و امسال اما تلاشهایم برای ارسال حتی کلمۀ کوتاه تبریک نیز بی نتیجه است و می دانم حال عزیزان دلبندت را که از غدیر و سیادت این سال ها، تنهایی های علی و غربت و معصومیتش را با تمام وجود حس می کنند.ـ
بانوی سبزم! دلم تنگ لحظه لحظه های دیدارت با خانواده های آزادگان و شهیدان و جانبازان است و قطره های اشکی که از چشمان نگرانت جاری می شد از ظلم ها و پلشتی های وارده بر مظلومان.ـ
دلم تنگ است ای عزیزترین، که سیاهدلان و تنگ نظران، تاب دیدن عزتی را که خدایت ارزانی فرمود، نداشتند و چه بیرحمانه به بندت کشیدند و ندانستند که این نیز تنها بر عزتت می افزاید.ـ
آن روز در غدیر، پیامبر گرامی اسلام دستی را بالا برد که بر ظلم می تاخت و عدالت را نوید می داد ؛ و امروز در این غدیر، دستان ظلم ستیز را بسته و عدالت خواهان را در بند می بینیم .ـ
آن روز در آن غدیر تلاش برای کمال و عزت دین بود و امروز در این دیار، شریعت است که قربانی مطامع و امیال سودجویان می شود.ـ
دلتنگ توام بانو! که دلسوزانه اسلام واقعی را تبلیغ و ترسیم نموده و تشنگان را از چشمۀ حکمت الهی سیراب می کردی و این همان بود که بداندیشان را برآشفته و خوابشان را پریشان می کرد.ـ
آنها در تو و آن سید چه دیدند که اینچنین وحشت زده و بدون اندیشه گمان بردند که با زنجیر و غل می توان به نبرد نور و روشنایی رفت؟
بانوی مظلومم، هنوز هم به یاد داریم تأسی ات را به مرام پیامبر اکرم(ص) در عبور کریمانه ات از اهانت های بوق های تبلیغاتی عده ای معلوم الحال و صبوری ات را در پایبندی به اصول و اخلاق انسانی و اسلامی.ـ
چه دلتنگم بانوی سبز میهنم!
که دلسوزانه مادری می کردی برای همه و بی صبرانه به دیدار آسیب دیدگان و زخم خوردگان مظلوم می شتافتی و مردانه در مقابل هر چه زور و ستم بود می ایستادی.ـ
کاش بدانی که جلسات قرآنمان هنوز هم عطر وجود تو را در هوای خود دارد و نگرش خلاق و هنرمندانه ات در جای جای خانه هامان نقش آفرین است.ـ
کاش می دانستیم که شب اندیشان را چه سودایی در سر است که شما عزیزانمان را به بند کشیده اند؛ و کاش می دانستند که در گذرگاه دنیا، باقی را به فانی فروختن، جهل است و جنون.ـ
دلم تنگ است بانو به اندازۀ صبر خدا ، دلتنگ توام بانو در این غدیر.ـ
مریم شربتدار قدس
غدیر ۱۳۹۰
یادش به خیر ، سال گذشته را می گویم؛ همسرم در مرخصی و این سوی میله ها بود و هنوز تو و شوی صبور و مقاوم تو را به بند نکشیده بودند. هنوز می توانستیم عید غدیر را به تو و آن سید بزرگوار، تبریک گفته و صدای امیدبخش شما را از آن سوی سیم ها و خطوط تلفن بشنویم و امسال اما تلاشهایم برای ارسال حتی کلمۀ کوتاه تبریک نیز بی نتیجه است و می دانم حال عزیزان دلبندت را که از غدیر و سیادت این سال ها، تنهایی های علی و غربت و معصومیتش را با تمام وجود حس می کنند.ـ
بانوی سبزم! دلم تنگ لحظه لحظه های دیدارت با خانواده های آزادگان و شهیدان و جانبازان است و قطره های اشکی که از چشمان نگرانت جاری می شد از ظلم ها و پلشتی های وارده بر مظلومان.ـ
دلم تنگ است ای عزیزترین، که سیاهدلان و تنگ نظران، تاب دیدن عزتی را که خدایت ارزانی فرمود، نداشتند و چه بیرحمانه به بندت کشیدند و ندانستند که این نیز تنها بر عزتت می افزاید.ـ
آن روز در غدیر، پیامبر گرامی اسلام دستی را بالا برد که بر ظلم می تاخت و عدالت را نوید می داد ؛ و امروز در این غدیر، دستان ظلم ستیز را بسته و عدالت خواهان را در بند می بینیم .ـ
آن روز در آن غدیر تلاش برای کمال و عزت دین بود و امروز در این دیار، شریعت است که قربانی مطامع و امیال سودجویان می شود.ـ
دلتنگ توام بانو! که دلسوزانه اسلام واقعی را تبلیغ و ترسیم نموده و تشنگان را از چشمۀ حکمت الهی سیراب می کردی و این همان بود که بداندیشان را برآشفته و خوابشان را پریشان می کرد.ـ
آنها در تو و آن سید چه دیدند که اینچنین وحشت زده و بدون اندیشه گمان بردند که با زنجیر و غل می توان به نبرد نور و روشنایی رفت؟
بانوی مظلومم، هنوز هم به یاد داریم تأسی ات را به مرام پیامبر اکرم(ص) در عبور کریمانه ات از اهانت های بوق های تبلیغاتی عده ای معلوم الحال و صبوری ات را در پایبندی به اصول و اخلاق انسانی و اسلامی.ـ
چه دلتنگم بانوی سبز میهنم!
که دلسوزانه مادری می کردی برای همه و بی صبرانه به دیدار آسیب دیدگان و زخم خوردگان مظلوم می شتافتی و مردانه در مقابل هر چه زور و ستم بود می ایستادی.ـ
کاش بدانی که جلسات قرآنمان هنوز هم عطر وجود تو را در هوای خود دارد و نگرش خلاق و هنرمندانه ات در جای جای خانه هامان نقش آفرین است.ـ
کاش می دانستیم که شب اندیشان را چه سودایی در سر است که شما عزیزانمان را به بند کشیده اند؛ و کاش می دانستند که در گذرگاه دنیا، باقی را به فانی فروختن، جهل است و جنون.ـ
دلم تنگ است بانو به اندازۀ صبر خدا ، دلتنگ توام بانو در این غدیر.ـ
مریم شربتدار قدس
غدیر ۱۳۹۰
giovedì 27 ottobre 2011
نامه خانواده مصطفی تاج زاده به مجلس: چرا تاج زاده را از قرنطینه خارج نمیکنند؟
۵ آبان ۱۳۹۰
خانواده سید مصطفی تاج زاده در نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس با توجه به اظهار نظر اخیر یکی از اعضای کمیسیون قضایی مجلس در خصوص اینکه مدت قرنطینه برای زندانی محدود و حداکثر 48 ساعت می باشد، خواستار رسیدگی به وضعیت تاجزاده که اکنون بیش از یک سال است در قرنطینه به سر می برد شده اند.
در بخشی از این نامه با اشاره به دیدار سال گذشته برخی نمایندگان مجلس از زندان آمده است: “متاسفانه نمایندگان محترم پس از آن ملاقات شرط امانت داری در انتقال گفته های تاجزاده در مورد وضعیت تحمیل شده و شرایط سخت از جمله آزار جسمی به او را به جا نیاوردند ولی آیا هم اینک نیز از در قرنطینه بودن ایشان مطلع نیستند؟ در این صورت امیدواریم این نامه حجت را بر ایشان تمام کند تا سریعتر جبران مافات فرمایند.”
متن کامل این نامه که در سایت نوروز منتشر شده است در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام،
این نامه مخاطب خود را در مجلس شورای اسلامی جستجو می کند:
از آن جا که نماینده مردم در خانه ملت علاوه بر وظیفه قانون گذاری، وظیفه مهم تر نظارت بر علمکرد قوای دیگر را نیز به عهده دارد تا از مسئولیت ها و وظایف خود تخطی نکنند، ما به عنوان خانواده آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده که از فردای انتخابات ۸۸ به شکل غیرقانونی با حکم امضا شده توسط دادستان معزول در تاریخ ۱۹ خرداد یعنی سه روز قبل از برگزاری انتخابات، بازداشت وبه بازداشت گاه غیرقانونی سپاه پاسداران در اوین منتقل شد، به لحاظ حقوقی، شرعی و انسانی وظیفه خود می دانیم که تا استیفای کامل حقوق ایشان، مراتب پی گیری از مقامات مسئول و نیز اطلاع رسانی در خصوص بی قانونی ها و اقدامات خلاف قانون صورت گرفته در مورد ایشان را ادامه دهیم.
نمایندگان محترم!
تاکنون سؤال مکرر عزیز دربند ما مبنی بر این که «به چه جرمی دستگیر، زندانی، محاکمه و محکوم شده ام؟» و «به چه دلیلی مرا از حقوقم حتی به عنوان یک زندانی عادی چه رسد زندانی سیاسی که در همه جای دنیا شرایط خاص خود را دارد، محروم کرده اند؟» و نیز «چرا به شکایات من از آقای جنتی و کودتاگران نظامی و دیگران رسیدگی نمی شود؟» پاسخی نیافته است. ما نه فقط به عنوان خانواده او که در قبالش احساس مسئولیت میکنیم بلکه بیشتر از آن به عنوان شهروندی آگاه و متعهد خود را موظف به تلاش برای پاسخ گرفتن از مسئولان می دانیم. این احساس مسئولیت را اگرچه مقامات قضایی و امنیتی گرفتار آمده به یک سلیقه جناحی و گرایش سیاسی به رسمیت نمی شناسند، اما قطعا هر انسان آزاده منصف بی طرفی بر آن صحه می گذارد و در برابر اقدامات حاصله از چنین احساس مسئولیتی برآشفته نمی شود. به راستی چرا سید مصطفی تاجزاده، فرزند انقلاب و امام و مردم، که به گفته دوست و دشمن جز خدمت به مردم و کشورش نکرده و نمی کند و هنوز علائقش به آرمان های اصیل انقلاب که در گفته ها و نوشته هایش متبلور است، هم زمان افراطیون داخل و خارج کشور را علیه او برمی انگیزاند، در زندان است و کین جویانه سخت ترین شرایط به او تحمیل می شود؟
حضرات نمایندگان محترم!
یکی از نمایندگان عضو کمیسیون قضائی اخیراً در پاسخ به سوال خبرنگاری در خصوص قرنطینه زندانیان گفته بود که مدت قرنطینه برای زندانی محدود و حداکثر ۴۸ ساعت می باشد. اینک سوال ما این است که چرا معاون سیاسی وزارت کشور و رئیس ستاد انتخابات دولت اصلاحات باید بیش از یک سال و دو ماه را بدون کوچکترین پاسخ گویی توسط مسئولان زندان و مسئولان قضایی و امنیتی در شرایط قرنطینه ابتدا در یک اتاق اداری مربوط به حفاظت اطلاعات زندان و سپس در بند متادون سابق نگهداری شود؟
آیا جناب تجری که به همراه همکارشان آقای بروجردی در اولین و آخرین بازدید نمایندگان کمیسیون امنیت ملی از تاجزاده که آن هم به درخواست و اصرار خانواده اش که در بی خبری محض از او به سر می بردند، صورت گرفت هنوز هم از نگهداری ایشان در قرنطینه بی اطلاعند؟ هرچند متاسفانه نمایندگان محترم پس از آن ملاقات شرط امانت داری در انتقال گفته های تاجزاده در مورد وضعیت تحمیل شده و شرایط سخت از جمله آزار جسمی به او را به جا نیاوردند ولی آیا هم اینک نیز از در قرنطینه بودن ایشان مطلع نیستند؟ در این صورت امیدواریم این نامه حجت را بر ایشان تمام کند تا سریعتر جبران مافات فرمایند.
نمایندگان محترم مردم!
اخیراً در واکنش به ارائه گزارش گزارشگر حقوق بشر، کمیسیون امنیت ملی اعلام آمادگی کرده تا گزارش را دریافت و بررسی کند. بسیار موجب تأسف است که نمایندگان محترم پیش از آن که خود را موظف به نظارت بر عملکرد قوه قضائیه و پاسخ گویی به شهروندان و خانواده زندانیان سیاسی بدانند، پاسخ به سازمان ملل را بر خود تکلیف می کنند! با این همه ما اجابت چنین درخواستی را به فال نیک می گیریم و از ایشان می خواهیم با ارسال نماینده یا نمایندگان متعهد و خداشناس و اهل صدق و راستی به زندان اوین و دیدار و گفتگو با آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده وضعیت و شرایط موجود او را بررسی کرده نتیجه را به خانواده او و عموم مردم که دانستن حق آنان است، اطلاع دهند.
حضرات نمایندگان!
اگر برخی آزادمردان از شما، دیروز خانواده های زندانیان سیاسی برآشفته از بی عدالتی های مسلم را به آرامش دعوت می کردید و می گفتید از سخنان مقامات قضایی در جلسات خصوصی بوی خون به مشامتان می رسد و باید سکوت کرد، اینک اما پس از گذشت بیش از دو سال از انتخابات ۸۸ و روشن شدن بسیاری از ابهامات و در حالی که پاسخ گویی به جامعه جهانی و مردم به ضرورتی غیرقابل انکار تبدیل شده است، بد نیست تا در همین ایام پایان دوران نمایندگی خود با بررسی وضعیت این عزیزان دربند و ارائه گزارش های واقعی به مجلس، نام و یاد نیکی از خود باقی بگذارید.
والسلام علی من اتبع الهدی
خانواده سید مصطفی تاجزاده
سوم آبان ماه ۱۳۹۰
Iscriviti a:
Post (Atom)


