sabato 16 giugno 2012

آیت الله جوادی آملی به علی لاریجانی: خودمان را فریب ندهیم 80 در صد نظام فلج است




علی لاریجانی رئیس مجلس برای دیدار با شماری از روحانیون ارشد قم راهی این شهر شد و در این سفر با آیت‌الله عبد‌الله جوادی آملی دیدار کرد. جوادی آملی در این دیدار به علی لاریجانی گفت:

خودمان را فریب ندهیم؛ ما مثل کسی که قلبش ۸۰ درصد از کار افتاده و با ۲۰ درصد کار می‌کند هستیم. تعارف هم نکنیم، با ۲۰ درصد زنده‌ایم و ۸۰ درصد با ربا بسر می‌برند. اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در بانک صادرات و پرونده فساد بیمه ایران را ببینید.

وقتی تسهیلات بانکی با سود ۲۰ درصد ارائه می‌شود این سود‌ها بعد از ۵ سال ۱۰۰ درصد می‌شود و چیزی برای کسی که وام گرفته نمی‌ماند.

پیک نت 27 خـــــرداد

venerdì 1 giugno 2012

زمستان استبداد می رود و روسیاهی بر ذغال می ماند!


این مرد چقدر دوست داشتنی است ، هرگز از یادش نمیبریم ، منتظریم که آزاد شوی ! ک 

martedì 29 maggio 2012

انقلاب شد که "کاهن" ها، شادی را روی کاغذ بکشند. چه خیال باطلی!



"کاهن" فقط 5 سال دارد. شاید هم 5 سال و نیم. تازه یاد گرفته بود به کمک پدرش، روی دو پایش بایستد و چند قدم جلو برود، که او را از دستان پدرش محروم کردند. پدرش را بردند و او تازه دو سال و شاید هم دو سال و نیم داشت. نیم سال هائی که برای بچه ها به نیم قرن می ماند

حالا پدرش که هنوز یادش هست او را اغلب "بابا" و گاهی هم نوک زبانی "بابک" صدا می کرد و قند در دل پدرش آب می کرد، در زندان است. در اوین است. از دو سال و نیم پیش و شاید هم بیشتر

اما مادرش خوب میداند چه روزی دست شوهرش "بابک" را از دست پسرش "کاهن" بیرون کشیدند و او را با خودشان بردند. بردند اوین. آن زمان، عاشورای سال 88 بود. و حالا، کاهن نه تنها روی پایش ایستاده بلکه با همان پاها، به همراه مادر، بعضی جمعه ها می رود اوین. می رود که "بابا" را ببیند. گاهی می بیند و گاهی هم نمی بیند. یعنی گاهی باباش را از دالان های پیچ در پیچ می آورند و پشت یک دیوار شیشه ای می نشانند تا با کاهن چند کلمه ای صحبت کند و گاهی هم دیگران می آیند اما بابای او نمی آید. یعنی او را نمی آورند، و او دست در دست مامانش که اشک می ریزد و مدام چنین روزی را برای صاحب زندان آرزو می کند به خانه باز می گردد. وقتی می رسند به خانه، هر دو خسته اند. مادرش به مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها و خاله... تلفن می کند و خبر میدهد که "بابک" را دیدیم و یا ندیدیم. و در فاصله این گزارش های تلفنی، کاهن یک گوشه ای می نشیند و نقاشی می کشد. بزرگترین حادثه زندگی اش، رفتن به اوین و دیدن سالن ملاقات زندانیان است. بنابراین، همان را می کشد که تاکنون دیده و تصویر آن برای همیشه در ذهنش نقش بسته است. همه نقاشی های او شرح همین صحنه است، گاهی پدرش هم روی کاغذ هست و گاهی هم نیست. نقاشی های او، شرح حال 33 ساله، نه! چرا 33 ساله؟ بلکه چندین دهساله دهها هزار کودک ایرانی است. کودکانی که برخی از آنها حالا پدر شده اند، اما کودکی شان را با دیدن این نقاشی ها به یاد می آورند و شاید هم برای فرزندان خود نقاشی های "کاهن" را تعریف کنند. از اوین دوران خود بگویند، از گورستان خاکی خاوران و از

انقلاب شد که "کاهن" ها، شادی را روی کاغذ بکشند. چه خیال باطلی! و این "کاهن"، شرح روزگار همه "کاهن"هاست

پیک نت 9 خـــــرداد

sabato 19 maggio 2012

نوع تازه قتل های زنجیره ای 11 فرماندهان معترض سپاه طی چند ماه ایست قلبی کرده اند!









بخش هائی از نامه تازه روح الله زم، از بازداشتی های کودتای 22 خرداد و پسر حجت الاسلام محمد علی زم، که سالهای مسئول موسسه سینمائی جمهوری اسلامی بود به به علی خامنه ای:



"اکنون زمان گفتار پنجم من بعنوان یک فرد عادی از جامعه ستم زده ایران تحت زعامت شما و شما بعنوان زعیم جامعه ایران فرا رسیده است

این گفتار یکطرفه زمان زیادی نیست که آغاز شده, اما در همین زمان کوتاه مباحث اساسی میان ما رد و بدل گردیده , بطوریکه تاثیر این کلام در جامعه بقدری بوده است که طبق اخبار رسیده عصبانیت "جمع جاهل" اطرافیان شما و خبر سازیهای کاذب آنان را علیه من بدنبال داشته است...برای همچون منی ,نه آن عصبانیت مهم نیست و نه آن خبر سازیهای آشکار و رایج, مهم بیان مطالبات جامعه ستمدیده و فروخفته ایران است و طرح نکاتی که از نظر حکومت ایران جزء خطوط قرمز برای "حفظ امنیت ملی" تلقی میشود.چه اینکه شورای عالی امنیت ملی نامه نگاری مستقیم به رهبر را جزء خطوط قرمز نظام برای "حفظ امنیت ملی" بر شمرده و خواستار برخورد مستقیم با عوامل آن شده است.مطلب مهم دیگری که مرا به نوشتن ناگفته ها با شما تشویق میکند اصرار شخصیتهای موجه مورد قبول جامعه ایران در پیمودن این راه خطیر است که باعث میشود بر این راه خود اصرار ورزم.





عدم پاسخگویی شما این شائبه را برای بسیاری از فعالین و دلسوزان ایجاد می نماید که "نامه نگاری" به رهبر کاری از پیش شکست خورده است و نتیجه ای ملموس را در پی ندارد.اما من میدانم که این نامه ها جزو خطوط قرمز شماست و شما تحمل پاسخگویی و عمل به "شانیت مسئولیت"خود را بر نمی تابید و حکومت شما نیز این عمل را جزء خطوط قرمز امنیتی خود میداند...پس من آگاهانه بر ادامه این راه پر خطر اصرار می ورزم و همانطور که اطلاع موثق دارم که نامه های قبل مرا خوانده اید و بعضا در برخی از موارد دستور پیگیری هم داده اید شما را به خواندن مکاتبات بعدی خود دعوت می کنم.

شما برای تحکیم پایه های رهبری خود در ایران سالها کوشیده اید و اطرافیان شما,سعی داشته اند به انحای مختلف شما را "قدسی سازی" کنند . از رهبر ایران بعنوان واسطه فیض زمین و آسمان یاد کنند.این مهم گاه بر پرتاب کردن نور"پرژکتورهای متعدد" بر صورت شما اتفاق افتاده داده, گاه با ایراد "تعابیر سخیف" و "عوامفریب" توسط اطرافیان شما و سکوت شما در برابر آن پرتاب نور و این تعابیر نا زیبا , به معنی تایید و چراغ سبز برای ادامه روند گذشته است.

شما سالها کوشیده اید در تمام امور ریز و درشت مملکتی چنگ اندازی کنید و تمام عزل و نصبهای حکومتی را زیر فرمان خود بگیرید.

در اصل 111 مانیفست حاکم بر ما آمده است:

"هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خویش ناتوان شود و از صفات قانونی مترتب بر این جایگاه دور گردد از مقام خود بر کنار میشود و تشخیص این امر بر عهده خبرگان رهبری ست"

سوال مهمی که پیش می آید این است که اگر خبرگان رهبری توان برکناری رهبر را نداشته باشد , تشخیص این امر بر عهده کیست؟

کیست که نداند "خبرگان رهبری" مجلسی تشریفاتی و ناتوان است و افراد این مجلس افرادی چاپلوس , منفعت طلب , و تحت نفوذ نهادهای امنیتی ایران هستند؟

کیست که نداند اداره ای کوچک در یک ناحیه تهران, مانند اداره برق یا اداره آب و فاضلاب تاثیر گذاریش در منطقه تحت حاکمیت خود از تاثیر گذاری خبرگان رهبری بر وظایف ذاتی خود بیشتر است؟

نتیجه اینکه این انفعال و ایستایی به حدی شده است که شما و اطرافیانتان بطور مستقیم خبرگان را از دخالت در امور رهبر منع می کنید و بقیه هم مجبورند اطاعت کنند . چون همه امور در ید قدرت شماست.

شخصیت شما, شخصیت پاسخگویی نیست و همواره از دادن پاسخ به افکار عمومی متنفر هستید و خود را در جایگاهی قرار نمی دهید که افراد از شما سوال نمایند. درحالیکه قانون اساسی "شانیت رهبری" را شانیت مسئولیت و پاسخگویی می داند. هر چند بر من یقین است که شما در برابر چند سوال ذیل پاسخی برای گفتن ندارید و من اگر لیست مطالبات را برای پاسخگویی شما عرضه کنم شما از پاسخ دادن ناتوان می مانید.پس در همین حد به چند سوا اکتفا می نمایم تا به نتیجه گیری اصلی برسم.

  1-
سن مصرف مشروبات الکلی درکشور به 16-15 سال رسیده است؟ در سال 1388 حدود 25 میلیون لیتر مشروبات الکلی در کشور مصرف شده است؟ یکی از اقلام عمده و سود آور که روزانه در داروخانه های کشور توسط مردم مصرف میشود الکل سفید است؟ 20% تولید الکل اتیلیکی کل کشور به تولید الکل سفید مشغولند؟ طبق آمارها مصرف مشروبات الکلی اعم از الکل سفید,الکل وارداتی و مشروبات دست ساز سهم هر ایرانی را از مصرف سه و نیم لیتر براورد کرده است. پایه غلظت مصرف الکل در ایران 40% و در اروپا 3% است!

اگر شما قرار بود مقامی پاسخگو باشید چه جوابی به این سوال می دادید؟
2-
  مصرف مواد مخدر صنعتی در میان ملت به آنجا رسیده که حتی برخی کسبه تهران نیز این مواد را می فروشند و جوانان برای فرار از مشکلات جاری خود به این مواد پناه می برند.


3-
  یازده تن از سرداران جنگ ایران-عراق طی حوادث مشکوکی از دنیا رفته اند. عموما مرگ آنها "ایست قلبی" عنوان شده است. اینکه در عرض سه- چهار ماه این تعداد از سرداران سپاه پاسداران آنهم پس از وقایع وحشیانه حکومت شما در سال 88 و پس از تسویه حسابهای درون سازمانی وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران با عنوان مشترک "ایست قلبی" بمیرند تعجب شما را بر نمی انگیزد؟ چرا یک پیام تسلیت خشک و خالی خطاب به خانواده های آنان نمی دهید؟ این عدم واکنش توسط شما ما را به این نتیجه می رساند که شما در حال پاکسازی افراد مخالف با تفکر خود در سپاه و وزارت اطلاعات و دیگر ارگانهای تاثیر گذار هستید. نمونه جدید و پیشرفته ای از "قتلهای زنجیره ای" در حال وقوع است .
4-
  کیست که نداند احمدی نژاد "بادکنکی" است که شما آنرا باد کردید. ولی شما چنان آنرا با شدت باد کردید که ناغافل در صورت خودتان ترکید و صدایش همه جا را لرزاند. شما چنان در برابر احمدی نژاد دست به عصا و ترسو نشان می دهید که آن نشانه های مصرح در قانون اساسی را که "صفات رهبری" ست زیر سوال برده اید و کیست که نداند برای رفتن بی سر و صدای احمدی نژاد هزاران نقشه و برنامه در سر پرورانده اید که او برای شما زحمت ایجاد نکند. احمدی نژاد برامده از استبداد و تفکر سنتی و غیر واقع بین شماست.او مشکلات عدیده ای برای ملت ایران و سرزمین مادریمان ایجاد کرد و می کند. اما شما در برابر او ناتوانید.

 5-
به خاطر ندارم که تعداد مجسمه هایی که در یکروز در شهر تهران گم شد چند تا بود؟ اما درست در پایتخت,همانجا که مرکز حکومت ایران است و مرکزیت نهادهای سیاسی- امنیتی در آنجاست تعداد زیادی مجسمه هیولاگون گم شد و دو سال است پیدا نشده. نهادهای مسئول هنوز میگویند پیدا نشده و عوامل این سرقت را شناسایی نکرده ایم!

عقیده من اینست که این یک نقشه از پیش طراحی شده با هماهنگی سایر ارگانها بوده است و شما این را میدانید.

  6-
آیا در حکومت شما به زندان افکندن مادر دو فرزند که اتفاقا دچار فلج عضلانی نیز هست , صرفا به جرم بیان عقیده و انجام فعالیت های مربوط به "حقوق بشر" افتخار آمیز تلقی می شود که بر انجام آن اصرار می ورزید؟ میخواهید قدرت حکومت خود را به چه کسانی نشان بدهید؟ آیا اساسا انجام چنین کاری برگرفته از قدرت است یا ترس روزافزون شما و حکومتتان از افراد؟ آیا عدم رسیدگی به تخلفات افرادی ذیل حکومت شما و گوش به فرمان شما تبعیض شما را به جامعه تزریق نمی کند؟ چرا به شکایت مصطفی تاج زاده علیه آیت الله جنتی رسیدگی نمی شود؟ چرا افراد موثر جامعه را به زندانها می افکنید؟ نسرین ستوده ها, محمد علی دادخواه ها, محمد رضا معتمد نیا ها و...

چرا به شکایت 7 نفر از سردار مشفق بدلیل مهندسی انتخابات سال 1388 رسیدگی نمی شود؟ مطمئن باشید اگر رسیدگی کنید نه سردار مشفق به دلیل "ایست قلبی" از دنیا خواهد رفت و نه از عمر هزاران ساله آیت الله جنتی چیزی کم بشود! این عدم استواری شما در دفاع از حق , صفات رهبری را از شما سلب و شما را خود به خود غیر مشروع میسازد.

 7-
فرض کنید در حکومت شاه یکی از فرزندان شما مثل آقا مصطفی یا مسعود یا مجتبی که 23 سال بیشتر سن نداشته باشند در پی اعتراضی ساده جلوی ژاندارمری یا شهربانی کشته میشدند. بعد شما به این کار اعتراض می کردید و گریه و شیون و زاری. بعد زمانیکه بر سر مزار پسرتان بودید ساواک شما را دستگیر و به سه سال زندان محکوم میکرد. آنوقت راجع به شاه در سخنرانی هایتان چه می گفتید؟

"رامین رمضانی" 23 ساله در روز 25 خرداد جلوی پایگاه بسیج با گلوله مستقیم "قاتلان" بسیجی کشته می شود. پدرش اعتراض و دادخواهی می کند. بر سر مزار فرزندش میرود. نیروهای امنیتی پدرش را بر مزار فرزندش دستگیر و به سه سال زندان محکوم می کنند.

فرق ولایت فقیه با نظام پادشاهی و علی خامنه ای با محمد رضا پهلوی در چیست؟ محمد رضا به زعم شما چنان کرد و سید علی خامنه ای به زعم ما چنین.

نتیجه گیری ساده:شاه طاغوت بود. شما نیز طاغوت

شاه کافر بود.شما نیز کافر

شاه فاسد بود.شما نیز فاسد

شاه قاتل بود.شما نیز قاتل

و در نهایت: شاه رفت و "سید علی خامنه ای" نیز باید برود.

چه پاسخی دارید؟
8-
  به لطف رهبری شما در ایران افراد بسیاری از دین اسلام گریزان شدند. تنها در کشور هلند و در سال 88 تعداد 2000 نفر از ایرانیان پناهنده و به دین مسیحیت گرویدند. وسعت این اتفاق را میتوانید به چند برابر و در کشورهای مختلف از جمله داخل ایران ضرب و تقسیم کرد. آیا این افراد در مدارس جمهوری اسلامی پرورش نیافته بودند؟ آیا در صفوف مدرسه با سرهای از ته تراشیده در سرما نمی ایستادند تا "کلام خدا" از بلندگوی مدرسه پخش شود و بعد سر کلاسها بروند؟ آیا این افراد در پادگانها سربازی نرفتند و زیر نظر "سازمانهای عقیدتی- سیاسی" نبودند؟ آیا برای آنها صبح و شام از تلوزیون جمهوری اسلامی اذان و قران پخش نکردید؟ چرا نتیجه چنین شد؟ چطور و کجا قصد دارید به اشتباه خود در رهبری مردم ایران اقرار کنید؟ چطور میخواهید مسئولیت دین گریزی افراد را در جامعه ایران بپذیرید؟ "گشت ارشاد" و اصولا نیروی انتظامی بدون اذن شما مگر میتواند در جامعه جولان دهد و تبدیل به " آزار دهنده اجتماعی و عقیدتی" مردم ایران شود؟ شما اجرای پروژه ای را بر عهده دارید که هدف اصلی آن دین گریزی و "اسلام زدائی" کردن ایران است. خواسته یا ناخواسته شما مسئولید.

در پایان لازمست یاداوری کنم که یکی از اقوام و نزدیکان شما که بسیار به او علاقه مندید و از قضا مدیر مدرسه من در سال اول دبیرستان نیز بوده است , قصد دارد با حمایت مستقیم شما دگر بار به ریاست مجلس منصوب شود. ایشان مورد حمایت جبهه پایداری به زعامت "محمد تقی مصباح یزدی" نیز هست که درباره آقای مصباح و کارکرد ایشان در حکومت ایران نیز حرفهای ناگفته بسیاری است که مجال آن اکنون نیست. تقاضا دارم کمی در پیشینه ایشان (عضویت دفتر فرح پهلوی) و ریاست پدرشان در قبل از انقلاب در ساواک شیراز تامل فرمایید.

پیک نت 30 اردیبهشت


















ا


sabato 12 maggio 2012

هشدار به خانواده ها قرص های همراه قرص فلج اطفال را قبول نکنید!

تا جائیکه حرف میزنید و خرافات را پخش میکنید حرفی نیست اما با جان بچه های مردم که نمیتوانید بازی کنید


خبرگزاری فارس یک مصاحبه جهانی را روز گذشته منتشر کرد. این مصاحبه مربوط به یک کشف جهانی است که در تهران انجام شده است. چیزی شبیه همان تولید اورانیوم توسط یک دختر بچه در زیر زمین خانه اش که احمدی نژاد در همان ابتدای جنجال هائی که بر سر فعالیت اتمی ایران راه انداخته بود اعلام کرد.

کشف جدید، که بنام یک زوج دانشجو ثبت شده مربوط است به کشف "ژن بی حجابی"!

الهام غلامحسینی و همسرش، رجب فاطم زاده در ارتباط با کشف بزرگ خود به خبرگزاری فارس گفته اند:

«یکی از دغدغه های همیشگی مقام معظم رهبری، حفظ و رعایت ارزشهای اسلامی در کشور است. روی همین اصل، من و همسرم از سالها قبل به صورت مستمر اقدام به تحقیقات گسترده ای در این زمینه کردیم. اواخر سال هشتاده و سه بود که ما به نتایج بسیار مهمی رسیدیم و تقریبا مطمئن شده بودیم که به زودی ژن عامل بی حجابی را کشف خواهیم کرد. به نهاد ریاست جمهوری(دوران ریاست جمهوری خاتمی) که آن زمان در دست اصلاح طلبان بود مراجعه کردیم و گفتیم که ما چنین تحقیقاتی را دنبال کرده ایم و چیزی تا نتیجه دادن آن هم باقی نمانده و تنها چیزی که از شما میخواهیم این است که اندکی بودجه در اختیار ما قرار بدهید. با کمال تاسف شخص رئیس جمهور وقت، نه تنها کمکی به ما نکرد بلکه دستور به تعطیلی آزمایشگاه و روند تحقیقات داد.

تقریبا یک سالی از این قضیه گذشته بود که یک روز چند نفری از نهاد ریاست جمهوری به خانه ما آمدند. شخصی که بعدا فهمیدم برادر دکتر احمدی نژاد هستند به من گفتند که ما کاملا در جریان تحقیقات گذشته شما هستیم و میدانیم که اصلاح طلبان چه خیانتی در حق شما و کشور کرده اند. برادر رئیس جمهور به من گفتند که شخص دکتر احمدی نژاد خواستار این هستند که ما مجددا تحقیقات خودمان را ادامه بدهیم.

به دستور دکتر احمدی نژاد بلافاصله آزمایشگاهی مدرن با تمامی امکانات در اختیار ما قرار داده شد. ما بلافاصله دست به کار شدیم و در کمتر از یک سال توانستیم ژن عامل بی حجابی را کشف کنیم.



شاید با خود بگوئید پس چرا این قدر دیر این کشف بزرگ اعلام شد؟ در حقیقت کشف ژن عامل بی حجابی دستاورد بزرگی بود اما به تنهایی کافی نبود. ما میخواستیم با کشف این ژن راهی برای خنثی سازی آن پیدا کنیم و همین موضوع هم سبب شد که خبر کشف آن تا به امروز به تاخیر بیفتد و البته امروز با افتخار میگوییم که علاوه بر کشف ژن عامل بی حجابی موفق به ساخت دارویی جهت خنثی سازی آن نیز شده ایم. این دارو فعلا بر روی رده سنی زیر هفت سال آزمایش میشود و چنانچه انتظارات ما را برآورده کرد برای سنین بالاتر نیز ساخته میشود."



خبرگزاری فارس" قابل ذکر است که این دارو به زودی همراه با قطره فلج اطفال در طرحی ملی و به صورت گسترده در سراسر کشور توزیع خواهد شد.



پیک نت: شوخی و یا جدی، از دوران رضا شاه نقل است که یکبار او از دیوانه خانه "امین آباد" تهران بازدید می کند. در میان دیوانه ها پزشکی بوده که خود را به شاه می رساند و مدعی می شود که او را با توطئه همکاران حسودش به دیوانه خانه آورده اند. تحقیقاتی روی داروها دارد و قرص های داروئی می سازد و در دیوانه خانه هم به کار تحقیقاتی اش ادامه میدهد. از آنجا که کسی جرات نداشته، پیش از سئوال رضا شاه از او، دهان بگشاید، همه اطرافیان شاه سکوت می کنند و رضاشاه با عصبانیت و پرخاش به مسئولین دیوانه خانه همراه آن پزشک به اتاقش می رود تا تحقیقاتش را ببیند. پزشک مدعی قوطی کبریت های متعددی داشته که درون آنها قرص های دست ساز خود را نگهداری می کرده است و به شاه نیز توصیه می کند برای جلوگیری از هر نوع بیماری می تواند از آن قرص ها مصرف کند. اطرافیان که دیگر سکوت را جایز نشمرده و بیم داشتند رضا شاه یکی از قرص ها را بخورد، آهسته زیر گوش اعلیحضرت به عرض می رسانند: قربان این دیوانه، هر روز از مدفوعش این حب ها را درست می کند. قبل از انتقال به دیوانه خانه نیز کارش همین بوده و از این قرص ها به بیمارانش میداده که براثر شکایت آنها دستگیر و محاکمه شده و چون دیوانه تشخیص داده می شود به اینجا منتقل می شود.

پیک نت 23 اردیبهشت

mercoledì 9 maggio 2012

استقبال از سفیر اخراجی از برزیل که قهرمان شنای زیر آبی است

اصلا" اگه کاری غیر از این میکردند بایست تعجب کرد!  در ج اسلامی دین بهانه ای شده است برای چپاول مردم

دولت برزیل، سفیر جمهوری اسلامی "حکمت الله قربانی" در این کشور را اخراج کرد. دلیل و بهانه این اخراج ماجرائی جنجالی بود که در یکی از استخرهای شنا، در پایتخت برزیل روی داده بود. بموجب آنچه که مطبوعات برزیل نوشتند، گویا ایشان در استخر مختلط "زنانه و مردانه" زیرآبی رفته و دست درازی هائی کرده بود. آنها که دست درازی شده بودند دختران زیر 15 سال بودند و شاکی شدند و پرونده تشکیل شد. ظاهرا سفیر فکر کرده بود برزیل هم مثل جمهوری اسلامی است و برای دختران 9 ساله جشن بلوغ می گیرند!

این که به ادعای سفیر، جنجال بر سر زیر آبی رفتن وی بهانه ای سیاسی بوده یا نبوده و یا این که اگر استخر مختلط خوب است و می توان در آنجا شنا کرد، چرا در جمهوری اسلامی ممنوع است و یا این زیر آبی با زیر آبی اتمی ارتباطی داشته و یا نداشته و سئوالات دیگری از این دست، کم اهمیت است، اما این که هنگام بازگشت قهرمان زیر آبی، گروه ضربت دانشجویان حزب الهی تهران به استقبال ایشان در فرودگاه امام خمینی رفته پر اهمیت. ماجرای اخراج و بازگشت را می شد بی سر و صدا پشت سر گذاشت و رسانه ای نکرد، اما چنین نکردند و عکس استقبال گروه ضربت حزب الله تهران و انداختن دسته گل به گردن سفیر را هم منتشر کردند. اخراج شده که شده، بازگشته، که بازگشته. دیگه استقبال و دسته گل برای چه؟


از پیک نت